ویوی شب ... گوسفند سرا...
با سلام
دیروز با سعید رفتیم کوه که افطار رو اونجا بخوریم. یکمی دیر کردیم از مسیر گلاب دره هم داشتیم بالا می رفتیم که دیدیم برا افطار نمی رسیم به کلک! نرسیده به چشمه گفتیم که واستیم و افطارمون رو باز کنیم ساعت ۷ و نیم بود که راه افتادیم بالا هنوز به گوسفند سرا نرسیده بودیم که یه عده یهمون گفتن که بالا سگ داره مواظب باشید! منم که هنوز عرق ترس سگ های سبلانم خشک نشده بود ...
خلاصه از اینکه سالمم خدا را شکر می کنم.
یه اتفاق جالبی که تو کوه برام افتاد این بود که ماه درست وسط آسمون بود یه عکس مشتی با سعید گرفتیم! الانم بکگروندم همینه! البته چون رزولوشنشو آوردم پایین یه کمی بیریخت شده!


+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور ۱۳۸۶ ساعت 11:59 توسط بهی 190
|