کله و پاچه ...
امروز تعدادی فکت جدید راجع به کله و پاچه پیدا کردیم. آقایان سعید و امید و فرصاد !!!!! و عباس !!!!!! و حتی شهرام اهل کله زدن نیستند! یعنی تابحال تو عمرشون کله و پاچه یا هر ترکیب خطی و غیر خطی از اونو نخوردن ! به هر حال یه برنامه استخر به سرکردگی آقای تهرانی و یک برنامه زدن کله به سرکردگی آقای غیبی ترتیب داده شد. ساعت ۷ اینا بود که رفتیم کله پزی ساعی بد نبود. شهرام رو هم کشوندیم که به راه خلاف کله خوردن بکشونیم که نشد. اومد ولی نخورد. البته یه برنامه امتحان پایان ترم طراحی سیستم های صنعتی نیز تو برناممون بود!
اعضای حاضر در این برنامه : بهزاد ، امیر ، شهریار ، شهرام ، مهدی ، آرش ، حسین و حامد بودن !
سرتاسر کله خوردن این شهرام می گفت "بیچاره ببعی عه گناه نداشت که الان داری مثلا" شهریار پاچه هاشو می خوری یا تو بهزاد زبونشو می خوری یا تو دکتر چشماشو که داره تورو نیگاه می کنه رو می ذاری دهنت و می خوری" در ضمن آقای شهرام خان (خان سترخان سفلا) گوشت تو خورشت رو هم نمی خورن (بخاظره دلرحمی بیش از حد به گاو ها و گوشفندان). حامد خیلی تلاش کرد که یه لقمه تو دهنش بذاره ولی نشد که نشد ! در ضمن حامد امشب به نوشابه علاقه عجیبی نشون می داد !؟!
باقی اتفاقات رو عکس ها میگن :
آقای دکتر نیز به علت خوردن چشم ( به تعداد فراوان approximately به تعداد ۱۰ جفت) مجبور به خوردن ۱ لیتر آب لیمو برای هضم مطمئن تر شد. (فکر کنم اون بنده خدا هم مثل من معده اش ناراحته!)
و در نهایت : ۴۳۹۰۰ تومان ناقابل !
بعدشم که رفتیم پارک برای بازیافت باقی مانده های جون تو بدنمون !

