بله ، وبلاگ سعید رو خوندم گفتم ما هم وبلاگ آپ کنیم دیگه!

من روز ۳ شنبه دو هفته پیش رفتم تبریز که برم کارخونه کار کنم، صداشون در اومده بود. ۳ ماه بود سر کار نرفته بودم. نظر هم این بود که ۱ شنبه عصر برگردم. (یعنی ۴ روز کاری).

خلاصه ۱ شنبه عصر کاشف به عمل اومد که فردا امتحان دارم. البته پروازمم کنسل شده بود و اعصابم هم نامیزون که فهمیدم دانشگاه هم تعطیل شده!

خلاصه به سختی برای جمعه بلیط پیدا کردم. و امروز با موفقیت آمدم. یعنی ۱۰ روز تو تبریز گیر کرده بودم. هر روزی که اونجا بیشتر می موندم بیشتر تو پاچم می رفت. چون باید سر کار می رفتم.

اینم عکس روز ۳ شنبه پیش گرفته شده. توی حیاط جلوی درب ورودی منزل دما منفی ۲۰ است. البته توی فریزر که گذاشتم منفی ۱۵ بود. یعنی بصرفه تره که آدم فریزرو توی حیاط خالی کنه، مونگاری غذا هم بیشتر میشه.

تو این فکر بودم که ۲ روز از اوج سرما گذشه و دما ساعت ۸ شب حدود منفی ۲۰ است، خوب شد که توی ۲ روز گذشته که هوا سرد تر بود گاز قطع نشد. فکر کنم روز های قبل دما توی شهر یه چیزی حدود منفب ۲۵ بوده.

اینم مدرک :