قلیون و فرحزاد ...

سلام

من تا سه شنبه هفته قبل ۲ بار بیشتر برای کشیدن قلیون به فرحراد نرفته بودم، (واسه مقاصد دیگر چرا)

خلاصه از سه شنبه تا پنج شنبه ۳ بار رفتم  و یکی ضایع تر از دیگری.

اولیش این جوری بود که بروبچ تبریز اومده بودن تهران ظهر سه شنبه با من تماس گرفتن که بیا ناهارو بیرون بخوریم ، منم رفتم . بعدش بردمشون فرحراد جای سازمانی ا.ع گفتم تا عصر اینجا استراحت کنید، چایی خودن ولی قلیون نکشیدن گفتن سرماخوردن سینه هاشون خرابه ! ساعت ۳ برگشتم دانشگاه ، ساعت ۴ شهرام گفت عصر برنامه هست. با خونه تماس گرفتم داداشم گفت مامان اینا بیرونن و شام نمی آیند خونه (آخ جون) به شهرام گفتم اوکیی . ساعت ۷:۳۰ توی فرحزاد مامانم زنگ زد که خونه ایم و منتظر توییم بیای شام بخوریم. ناچارا" برگشتم. روز ۵ شنبه عصر به پیشنهاد یکی از فامیل هامون رفتیم فرحزاد برای خوردم توت چون اونجا جایی رو بلد نبودن بردمشون جای سازمانی ا.ع بعد از خودن توت ۲ تا قلیون سفارش داده شد. البته برای مردا (بالا ۴۰ سال)  خلاصه آخرین سریش هم همینطوری شد.

خوب حالا شهرام جون ببینم حرف منو تایید می کنی؟

که کم پیش می یاد در عرض ۲ روز آدم ۳ بار بره فرحزاد و قلیون نکشه ، خیلی سخته !

نمی دونم شاید این هم یکی از پله های عنوان وبلاگ باشه !

بهزاد در مقابله با شهرام ...

(بقول دکتر) سلام به همه دوستان :

من الان می خواستم برم بخوابم ولی این بچه ها با ادم کارایی می کنن که آدم خواب از سرش می پره. می خواستم سبک وبلاگ رو از تیریپ فیض الهی بودن در بیارم ولی نمی شه چی کار کنم.

اولا" که آقای ش.آ.ع.آ.ک پروفشینال نه ! حرفه ای . ثانیا" آدم وقتی می خواد عکس بندازه حد اقل اگر لبخند نمی زنه یقه اشو درست می کنه ! یک بار دیگه نگاه به عکس خودت بنداز !

حالا برای سایر دوستان که احساس می شه باید با یک سری جوشکار های حرفه ای تر آشنا بشوند :

اصل جوشکار اینه :

بقیه هم در مکان های بعدی قرار می گیرند:

اینم یک عکس حرفه ای (شکار صحنه) آقای س.ف.ی.ب در حال خواندن کتاب (احتمالا" درسی) در نقاب جوشکاری !

به سلامت

یا علی

یا علی